حاج ملا هادي السبزواري

153

شرح مثنوى

جزئيه هم قائل نيست كه عالم صورت را منحصر مىداند به همين عالم دنيوى و همچنين معانى جزئيه را و بعد از اين عالم نيست مگر عالم عقول و معقولات پس بايد اين محققين از اهل معرفت را شكر الله مساعيهم بگويى ور نه نكند روح عزيزان بحلَّت . ( ( 3444 ) ) گر به خارى خستهء خود كشته اى * ور حرير و قز درى خود رشته اى ن 553 21 - ك 192 29 قز : ابريشم . ( ( 3445 ) ) دان كه نبود فعل هم رنگ جزا * هيچ خدمت نيست هم رنگ عطا ن 553 22 - ك 192 30 نبود فعل : ليكن مناسبتى مثل مناسبت معنى با صورت و روح با جسد هست مثل آن كه چون حرص بر روح آدمى غلبه كند و ملكه شود شبيه مىشود آن روح به روح نمل و صور برزخيه نمال مناسب و اظلال آن ملكه حرصيه شوند و چون انواع اذيت غلبه كند و ملكه شود شبيه شوند آن ارواح به ارواح حيّه و عقرب و زنبور و اجساد مناسبهء آن ارواح اظلال آن ملكات شوند و چون تكبّر با سبعيّت غلبه كند و ملكه شود صور شير و پلنگ و در حيله روباه و در سرقت فاره و در غضب سگ پس آن ملكات مانند روحند و اين اظلال مانند اجساد و روح الارواح نفس آدمى است و در طرف لطف بر روح اگر غلبه كرد علم و معرفت و تقوى و ملكات علوم و اعمال صالحه پيدا شد مناسب مىشود با ارواح قدسيهء ملكيه و با رقايق مناسبهء صبيحهء مليحهء آن حقايق و اظلال آن ملكات صور حور و غلمان و باغ و بستان بلكه ما لا عين رأت . . . مىشوند و نسبتِ آن صور در هر دو طرف كه لطف و قهر باشد به اعمال و ملكات نسبت تعبيرات است به رؤيا مثل سنين رخا و بقرات سمان و سنين قحط و بقرات عجاف پس هر چه درين منام دنيوى مىكنى و مىبينى در آخرت به تعبيرش مىرسى شيخ عطار گويد : باش تا از خواب بيدارت كنند در نهاد خود گرفتارت كنند امروز خوردن مال يتيم است بر غير نهج عدل ، فردا نار خوردن است : « إِنَّ اَلَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ اَلْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً . 4 : 10 ( 1 ) ( ( 3446 ) ) مزد مزدوران نمىماند به كار * كان عرض وين جوهر است و پايدار ن 554 1 - ك 192 30 جوهر است و پايدار : خاصه مزد اخروى كه قائمند به قيام روح ، و روح قائم است به قيام قيّوم

--> ( 1 ) قرآن كريم سورهء نساء آيهء 10 . .